اولش کجا بودم؟

خرید بک لینک
ساعت داره دو میشه. من چهارساعته که از روی صندلیم تکون نخوردم و همچنان تو راند بیپایان داریم با وردپرس دست و پنجه نرم میکنیم. اون میزنه و میخنده، من میخورم و نمیافتم:/ + یه سوالی الان یه دفعه ذهنم رو مشغول کرد حسابی! شما هم مطلبای منو با فونت نازنین میخونین دیگه؟ اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 193 تاريخ: پنجشنبه 15 مهر 1395 ساعت: 6:44

چندوقت پیش یکی داشت سه قدم جلوتر از من راه میرفت تو خیابون. یه پنج تومنی از جیبش افتاد. من اومدم بردارم صداش کنم بگم داداش پولت افتاد. یکی مچم رو گرفت آقا بده بهش. ندیدی مگه؟ دزدیه داداش. حرومه. نخور این پولا رو. خلاصه ما دزدیم. ما بدیم. ما عخیم. اونا فقط کار نادرستی کردن که حالا انشاءالله تو فیشای بعدی کمتر میگیرن جبران میشه. ما دزدی نکنیم. ما مال مردم رو نخوریم. ما از مال مردم بالا نریم. ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 162 تاريخ: چهارشنبه 14 مهر 1395 ساعت: 11:18

مردها هم یک روزهایی حال هیچ چیزی را ندارند. حتی حرفهای معمولی خواهر کوچکشان هم در گوششان زنگ میزند. حوصلهی جواب دادن به محبتهای دیگران را ندارند. حوصلهی هیچ چیزی را ندارند. دوست دارند ساعتها در اتاقشان بمانند. کسی سراغشان نرود. کسی پیدایشان نکند. کسی از آنها نپرسد حالت چطور است؟ ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 168 تاريخ: سه شنبه 13 مهر 1395 ساعت: 0:28

جوابای شما خیلی باحال بود. من که کلی خندیدم به بعضیاشون! اونایی که جوابشون تو عکس بالا هست زود تند سریع بیاین یه مبلغی توافق کنیم تا تو پست بعدی اسمتون رو منتشر نکنم! ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 159 تاريخ: شنبه 10 مهر 1395 ساعت: 19:19

کنترل با شما:) + اگه شنا بلد بودم حل بود! اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: به یاد روزهایی که گذشت,به یاد روزهای خوب گذشته,به یاد روزهای باهم بودن,به یاد روزهای کودکی,به یاد روزهای گذشته,به یاد روزهای خوب,روزهای به یاد ماندنی,روزهای به یاد ماندنی سریال,به یاد روز پدر, نویسنده: بازدید: 166 تاريخ: جمعه 9 مهر 1395 ساعت: 19:22

از اتفاقای معمول جمعه شبای تنهایی آدم هم یکیش اینه که بشینی یهو تو اینستاگرام خاک خوردهات همچین چیزی بنویسی. اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 163 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 23:10

یه چیزی هم بگم؟ نمیخواستم بگما اما الان دیدم نگم فردا میگین ندید و نگفت و اینا. تو عکس قابلمه 22 فوریه که پست قبلی گذاشتم یه چوب کبریت هست:/ به خودش گفتم میگه بعدا افتاده. اولش نبود. به نظرتون حرفش رو قبول کنیم؟ ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 165 تاريخ: پنجشنبه 8 مهر 1395 ساعت: 10:21

یه روزایی هم هست که دلت میخواد خودت رو دار بزنی! حالا نه اینکه واقعا خودت رو دار بزنی اما خب یه جوری باشه که صندلی رو بزنی از زیر پات و بعد بگی مزهاش خوب بود؟ بعد تهش بزنی طناب رو پاره کنی تا خودت بیفتی روی زمین و همینطور که صورتت کبود شده به خودت بگی اوکی. گرفتم. دیگه تکرار نمیشه! شاید اینطوری یادت بمونه و دیگه تکرار نشه! ادامه مطلب اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 194 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 13:34

اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 185 تاريخ: سه شنبه 6 مهر 1395 ساعت: 13:34

اُملت مخصوص لافکادیوی پنجه طلا! در کوه و بر روی آتیش با دستور پخت سرّی! در راستای این پست 22 فوریه و کامنتهایش. کامل تو تصویر هست؟ لانگشات گرفتم که بعدا حرف درنیارید. + آیا زمان آن نرسیده است؟ همانا بدانید و آگاه باشید املت تنها از برای ایمان آورندگان است. اولش کجا بودم؟...

ما را در سایت اولش کجا بودم؟ دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 154 تاريخ: دوشنبه 5 مهر 1395 ساعت: 18:53

صفحه بندی